132- مرزی میان هست و نیست

گاهی انسان هایی را می بینیم که در ظاهر برون گرا
اما به نوعی درون گرایند
انسان هایی که درون گرایی شان را در شوخ طبعی مخفی می سازند
خنده هایشان مانند کودکی معصوم می ماند
و نگاهشان مانند انسانی تیز و کنجکاو
کسانی که کودکی درونشان از بیان شان هویداست
و بلوغ از سکوتشان
نگاهشان همیشه کنجکاوانه می چرخد
شیطنتی بس موذیانه
بازی گوشی بس زیرکانه
به مسائلی علاقمند است که متفاوت
به مسائلی بی توجه که حیرت آور
تنها انتقادی که تکرار می شود
در دنیای خود غرق
لذت ها اکثرا رنگ کودکی دارد
لبخند کودکانه
عشق هم کودکانه است
و اما صبر
صبر برای آن ها مفهوم نپرداختن گرفته
رد شدن
ندیدن
تا راحت زندگی کرد
انسان هایی مانده در مرز کودکی و بزرگی
مرزی میان هست و نیست
بودن و شدن
دنیای کودکانه شان ظرف مربایی است
که در مواقع تلخی انگشتی به آن می زنند
کسی نمی داند این انگشت ها هست که آن ها را مقاوم کرده
پس سرزنش ها را کم کنید
و آن ها را در این مرز آزاد بگذارید
تا بزرگی عامل افسردگی شان نشود
و طراوت هم چنان در آن ها موج زند
کپی با ذکر منبع و نویسنده
نیکودانشمندپور
لطافت سیب من رو یاد محبت میندازه .