170- بخشیدنی در عین نبخشیدن
امروز می خواهم از نبخشیدن بگویم
از انتظار انتقامی آرزو شده
خواب شده
نبخشیدن مردمی نسبی
نبخشیدن مردمی سببی
نبخشیدنی که با فکر انتقام رشد کرد
گردن گرفت
ساقه شد
نهال شد
درخت شد
ریشه داد
تنومند شد
تا داری شود برای دردهایی که سال هاست جا مانده
تا قلمی شود برای بیان صداهای در گلو مانده
اما به ناگاه سبز شد
شکوفه کرد
و میوه داد
گویی خدا با او بود
که در ناباوری درختی سبز شد
بارور شد
میوه داد
تا همه از میوه اش تناول کنند
چون گفت که دیگر هیچ ارزشی ندارد
چون در قدرت بخشیدن زیباست
پس خواب ها بی تعبیر ماند
انتقام بی مفهوم شد
و لذت ها تغییر کرد
درخت هنوز درخت است
میوه می دهد
سایه می گستراند
با لانه ها دوست است
اما زخمی عمیق هنوز تارهای درونش را می آزارد
زخمی که کسی نخواهد دید
و کسی نخواهد دانست که او از درون در حال خشکیدن است
و این بخشندگی را تا به آخر ادامه خواهد داد
بخشیدنی در عین نبخشیدن
کپی با ذکر منبع و نویسنده
نیکودانشمندپور



























لطافت سیب من رو یاد محبت میندازه .