138- بزرگی کردن بزرگ ترها !

بزگترها هر وقت می خواهند بزرگی کنند
از تجارب زندگی شان می گویند
از اشتباهایشان
از مشکلات شان
از درس هایی که گرفته اند
و از نتایجی که به دست آورده اند
آن گاه از تو می خواهند مانند آن ها باشی
دیدگاهت ٫ راهت ٫ انتخابت ٫ شیوه ات ٫ همه و همه ...
با این تفاوت که آن ها این راه را تجربه کرده اند
تا به این واقعیت و شناخت دست پیدا کرده اند
اما تو بدون تجربه باید بپذیری
و مانند آن ها تجربه پیدا کنی ٫ بشناسی و حتی فکر کنی
شاید آن ها فکر می کنند هر کس مانند آن ها تجربه کند
به همین اندیشه دست پیدا خواهد کرد
در حالیکه انسان ها متفاوتند
با خصوصیات ٫ اندیشه ها و خلقیات متفاوت
تجارب یکسان اثرات یکسان ندارد
چرا فکر می کنیم همان گونه که ما به نتیجه رسیدیم دیگران هم خواهند رسید ؟
و حتی بدتر دیگران هم باید برسند ؟
این خودخواهی پنهان ما نیست ؟
که اکثرا بدون اطلاع روی آن پافشاری می کنیم ؟
چرا این شیوه را ادامه می دهیم ؟
آیا بهتر نیست تجارب و درس های زندگی را در اختیارشان بگذاریم
اما حق انتخاب را به خودشان بدهیم ؟
شاید آن ها متفاوت تر از ما تجربه کنند
و شاید متفاوت تر از ما اعتقاد پیدا کنند و بیندیشند
آیا زمان فکر کردن به مسائل بزرگ کوچک شمرده نرسیده ؟
پس کی خواهد رسید ؟
کپی با ذکر منبع و نویسنده
نیکودانشمندپور
لطافت سیب من رو یاد محبت میندازه .