289- دوست نابینای من !
تا وارد شدم به خانمی که پشت میز مشغول گفتگو با مراجعه کننده بود سلام کردم و دست دادم
الهام مرا به او معرفی کرد
و من گوشزد کردم که قبلا باهاتون هماهنگ کرده بودم.....
با لبخند مرا تایید کرد و خواست که روی صندلی های چرمی بنشینیم
سمتش معاون بود و لحن آرام و جا افتاده ای داشت
روی صندلی چرمی لم دادم و منتظر تمام شدن گفتگویش به پنجره های قدیمی زل زدم
حیاط قدیمی خوشکلی از پنجره پشت سر معاون دیده می شد
سعی کردم با گردن کشیدن حیاط قدیمی اش را ببلعم
با خودم گفتم ((بعد از پرس و جو حتما حیاط اینجا رو زیر پا می ذارم))
دختر چاق و سربه زیری سمت چپ من نشسته بود
عینکش به تمام معنا ته استکانی بود
و صورتش را با سایه انداختن دست راستش ٫از مادر و معاون مخفی ساخته بود
فین فین کردن آرامش توجهم را جلب کرد
آرام گریه می کرد
و هق هقش را فرو می خورد
مادرش با اخم های گره خورده عکس العملی نشان نمی داد
و این مطلب به خاطر تازگی اش روحم را به درد آورد
الهام کنارم نشسته بود
و با چشمان کم بینا و لبخندش مرا همراهی می کرد
منتظر پایان سخن معاون بودم تا فرصت را به دست گیرم
و به دست آمد.....
سوال های زیادی درباره ی آن ها پرسیدم
درس خواندن
ارتباط برقرار کردن
مهارت های زندگی
مهارت های روزانه
فعالیت های هنریِ فرش ٫کامپیوتر٫ آشپزی٫ زبان٫ موسیقی و خیلی چیزهای دیگر
با صبر و حوصله فراوان جواب می داد
حرف هایش عمیق ٫ گویا ٫ تجربی و تخصصی بود
الهام تمام مدت سکوت کرده بود
توضیحات قبلی او برایم کافی نبود
و او بود که پیشنهاد آمدن به این مرکز را به من داد
مفهوم رنگ برای یک نابینای مادرزادی چگونه است؟
مفاهیم دور و دورتر را چگونه درک می کنند؟
چرا بعضی سایه روشن می بینند ؟
چه طور میشود جهت یابی را به آنها آموزش داد ؟
چه طور می شود استقلال آن ها را برگرداند ؟
چرا بعضی پدر مادرها این قدر دیر بچه هایشان را تحت آموزش قرار میدهند ؟
چرا بعضی از این مراکز اطلاعی ندارند؟
چرا آگاهی و اطلاع رسانی به واسطه تبلیغات انجام نمیگیرد ؟
چرا پزشکان و مسئولان بیمارستان ها و درمانگاه ها برای مشاوره و اطلاع رسانی کوتاهی می کنند ؟
و گفتگو ادامه یافت
گذر ساعت را متوجه نشدم
ولی بسیار لذت بردم
لذتی متفاوت از تمامی لذت های تجربه شده ام
و خدا را به خاطر نعماتش - همان هایی که نمی بینم و به آن عادت کردم - شکر نمودم
کپی با ذکر منبع و نویسنده
نیکودانشمندپور

لطافت سیب من رو یاد محبت میندازه .